مردی در جسم یک زن زندانی... اسیر جسم و تن... _________________
روزی عاشقت شدم آن چشمان رویایی طوسی دریایی معصومیتش دمار از روزگارم درآورد یک روز دیگر تو رفتی دست در دست مردی دیگر! هنوز هم عاشقم عاشق تمام آن روزهای البته مرده برای تو و زنده برای من...